رامبد جوان و نگار جواهریان

ما خیلی عصبانی هستیم… خیلی!

چند روز پیش اولین بار این خبر رو خوندم که رامبد جوان به همراه همسرش یعنی نگار جواهریان به کانادا رفته اند. تا اینجا یک خبر عادی به نظر میومد اما وقتی در ادامه گفته شد که قرار هست رامبد و نگار فرزندشان را در این کشور یعنی کانادا به دنیا بیاورند حساسیت ها و واکنش ها به این موضوع شروع شد.

حساسیت ها و واکنش هایی که سابقه دار بودند و قبلا در مورد برخی هنرمندان و به قول معروف سلبریتی های دیگر هم اتفاق افتاده بود.

اما اینجا یک فرق دیگه هم داشت و آن این بود که تکه کلام های معروف رامبد در برنامه خندوانه مثل “ماخیلی باحالیم ” و ” اینجا همه چبز عالی است ” و … شد بلای جانش.

یکی از واکنش ها این بود، “رامبد جوان که معتقد است اینجا همه چی عالیست، چرا حاضر نیست بچه اش رو اینجا یعنی ایران به دنیا بیاورد. “

یا واکنش دیگر اینکه، “رامبد جوان با پولهای ما که از تلویزیون در آورد و پولهای ستاره مربعی که به نوعی از جیب ماست رفته و داره تو کانادا عشق و حال میکنه. معلومه ما هم جای او بودیم همه چیز عالی بود.”

و از اینجور واکنش ها، حتی برخی از رسانه ها هم وارد ماجرا شده و چرتکه دست گرفتند و شروع کردند به حساب کتاب زایمان یک بچه در کشور کانادا ، تا بفهمند رامبد چقدر هزینه کرده یا می کنه برای به دنیا آوردن این بچه.

این خلاصه ای از شرح ماجرا بود. اما چیزی که من میخوام بهش بپردازم اینه که چرا انقدر عصبانی؟!

ببینید دوستان بیایید با هم یک موضوع رو مرور کنیم. اون هم اینکه ازدواج، طلاق و یا بچه دارشدن یا نشدن هر کسی جزو زندگی خصوصی اون شخص بوده و به هیچکس دیگه ربطی نداره. حالا اون فرد می خواد رییس جمهور یک کشور باشه ، ورزشکار یا هنرمند باشه و یا من کمترین باشم. این از این.

نکته دوم اینکه رامبد جوان مثل خیلی های دیگه در تلویزیون ایران برنامه ساز هست ، مثل رشیدپور، فردوسی پور، علیخانی و …

وقتی در تلویزیون برنامه ای ساخته میشود یک شرکت اسپانسر یا حامی مالی آن میشود تا بخشی از هزینه های ساخت برنامه را برعهده بگیرد. دستمزد عوامل هم بخشی از آن هزینه هاست. حالا اینکه برخی ها معتقدند بعضی عوامل با اسپانسر زدوبند داشته و پول بیشتری گرفته اند یا هرچیز دیگری و معتقدند توسط این برنامه کلاه سرشان رفته، میتوانند با در دست داشتن مدارک موردنظر از برنامه، تهیه کننده و اسپانسر شکایت کنند.

اینکه بخواهیم مثل گذشته و ساده لوحانه بگیم کل کار مال فلانی است و مثلا فلانی برنامه ای فلان قدر میگیره و …. واقعیت فقط عصبانیت ما رو بیشتر میکنه و راهی به جایی نداره.

ببینید دوستان من نه طرفدار رامبد جوان هستم و نه از ازش متنفرم. من دارم میگم دلیل این همه عصبانیت را باید جای دیگری جستجو کرد.

اینکه ما فکر میکنیم دائما داره سرمون کلاه گذاشته میشه. اینکه دائما تو زندگی دیگران سرک میکشیم و منتظریم یه گافی ازشون بگیریم تا با بی رحم ترین شکل ممکن از خجالتشون در بیاییم.

واقعیت اینه ما خیلی عصبانیم… خیلی! انقدر که حاضر شدیم عکس یواشکی گرفته شده از رامبد و همسرش رو بی پروا همه جا پخش کنیم و انواع و اقسام تهمت ها رو بهش بزنیم.

من میگم اگه حتی این تهمت هایمان هم درست باشد، ما قرار نیست که خودمون حکم بدیم و خودمون اجراش کنیم. ما قاضی نیستیم.

با تشکر از وقتی که گذاشتید.

#علیرضا_داودی_نیا

دیدگاه شما:

Your email address will not be published.

Site Footer

Sliding Sidebar

درباره من

درباره من

علیرضا داودی نیا هستم. قراره اینجا بنویسم. از زندگی از فناوری. از عاشقی و از جتمعه. از خودم و خودم ها. شاید بیشتر بیاموزم از زندگی و زندگی کردن.