پایتخت 6

پایتخت ۶: سردرگم، بی اخلاق، بی هدف

پایتخت، سریالی که خیلی ها منتظرش بودند و یه جورایی پربیننده ترین سریال تلویزیون تو این چند سال بوده، نوروز امسال فصل ششم آن به روی آنتن شبکه یک رفت. اما آنچه پخش شد ، آن چیزی نبود که برخی ها همچون من توقعش را داشتیم و اصلا انتظارات را بخصوص در مقایسه با فصل های قبلی خودش برآورده نکرد. گوشه ای از آن ایرادات را به شرح زیر براتون میگم.

📌 ایراد اول به نظر من، قصه سریال بود که فارغ از یک داستان محوری و اصلی و پر از خرده داستان های بی هدف و سردرگم بود که کنار هم جمع شده بود. داستان های فرعی اضافه و بی سرانجام. داستانهایی که نیمه رها میشد یا کلا بی رمق به سرانجام میرسید. به عنوان مثال مجری خبر شدن هما، چه هدفی داشت، چه گره ای از داستان باز میکرد و مجری نبودش چه لطمه ای به داستان میزد؟

📌 از آن طرف بهبود که فقط دو قسمت کامل مقدمه چینی برای بازگشت او انجام شد، با آمدنش چه شد؟ این همه تبلیغات برای آمدنش به کجا ختم شد؟ تنها با یک بیماری نه چندان جذاب برگشت، و هیچ وزنه ای هم به طنز سریال اضافه نشد.

📌 رحمت عاشق پیشه که چند سال به پای فهیمه نشسته بود، فقط بخاطر باز گشت بهبود و اینکه عشق مثلثی شکل میگرفت، و چون نمایش عشق مثلثی در تلویزیون ممنوع است، تبدیل به آدم هوس بازی شد که در کمتر یک هفته عاشق دختر دیگری شد و با یک پایان فیلم فارسی طور به کارش پایان داد.

📌 از همه بدتر اما بد اخلاقی و گاها بی ادبی های شخصیت ها بوذ که آزاردهنده تر از همیشه بود. از بهتاش که بواسطه بی ادبی به بزرگترها و عدم توجه به خانواده در اوج این هرم بود بگیرید تا بهروز که بی ادبی در کودکان را ترویج میداد. که هردو متاسفانه الگوهای بدی برای کودکان و جوانان شدند.

📌 دروغ، بی اخلاقی ترین بخش این سریال بود که به کرات و دفعات و توسط خانواده معمولی در این سریال استفاده میشد. از ابتدای سریال و باز نکردن در به روی ارسطو و دروغ گفتن که ما منزل نیستیم بگیرید، تا دروغ گفتن هما به نقی در مورد اردو رفتن سارا ونیکا و ….

و بدترین بخش ماجرا، هما بود که همواره در قسمتهای قبل زنی عاقل و آگاه ، باخانواده و با ادب بود، در این فصل تبدیل شده بود به زنی دروغگو، عصبی و پرخاشگر.

📌 سکانس های خنده دار جدا از هم که البته برخی هایش هم توسط صداوسیما سانسور و تکه پاره تر شد، تکه کلام ها و دیالوگ های سیاسی نقی معمولی، بازگشت بهبود، سکانس هایی شبیه فیلم فارسی های دهه پنجاه و آدم ها و شخصیت های غریبه از خودشون در فصل های قبل که حالا قراره با تکه های بی ادبانه و خارج از عرف، خودشون رو تو دل مخاطب جا کنند، هرگز و هرگز نتوانستند جای طنز نجیب و طنازانه ای که از رویارویی خانواده ای ساده و روستایی با مشکلات عجیب شهری در پایتخت های قبلی مخصوصا فصل یک و دو شاهدش بودیم رو بگیرند.

ارادتمند

#علیرضا_داودی_نیا

دیدگاه شما:

Your email address will not be published.

Site Footer

Sliding Sidebar

درباره من

درباره من

علیرضا داودی نیا هستم. قراره اینجا بنویسم. از زندگی از فناوری. از عاشقی و از جتمعه. از خودم و خودم ها. شاید بیشتر بیاموزم از زندگی و زندگی کردن.