قسمت پنج سریال قورباغه

یادداشتی برای قسمت پنج سریال قورباغه

‏توجه: این یادداشت باعث لو دادن بخش هایی از داستان میشود.

یه باند هلی کوپتر و رامین و ناگهان نگهبانی که از رامین میپرسد اینجا چه میکند و فرار رامین، آغاز قسمت پنج سریال قورباغه است.

در ادامه صحنه ای است که دو افسر لباس شخصی ناگهان وارد داستان می شوندو اسم و فامیل رامین را صدا میزنند. که برای ما سوالی را بوجود می آورد.
و آن سوال اینکه اصلا آن ساختمان کجا بود؟ اگر خانه رامین بوده،آن نگهبان چطور رامین رو نشناخت و رامین از دستش متواری شد؟
اکر آنجا خانه رامین نبود، آن دو مامور لباس شخصی که ماموران آگاهی بودند از کجا میدانستند رامین آنجاست که دنبالش بیایند؟ معمولا ماموران برای فراخواندن یا جلب متهم به منزل یا محل کار وی مراجعه می کنند.

در کنار این سوالات، سوالات دیگری هم مطرح  میشود. مثلا چرا رامین در حین فرار به رستوران رفت که میداند راه فرار ندارد؟! چرا در دستشویی مردانه یک دختر بچه وجود دارد؟ چرا بعد از گرفتن بادکنک دختر بچه گریه نمیکند یا به خانواده اش خبر نمیدهد. و چراهای دیگه فقط در جریان ابتدایی این قسمت بیداد میکند.

در بخش بازجویی از رامین هم نه تنها بازی ها مصنوعی است که روند قصه هم با نقصانی فاحش روبروست. مخصوصا تاکید مامور به دریافت گزارش عدم تایید اعتیاد، آن هم دقیقا زمانهایی که رامین در حال بازجویی است. انقدر روند ناشیانه است که حتی برخورد ضربتی افسر آگاهی در مقابل رشوه رامین هم نمیتواند آن را اصلاح کند.

اوضاع زمانی بدتر میشود که رامین برای آزمایش پیش نامزد سابقش میرود. آنجایی که با تمام وسواسی که دارد و علم به این موضوع که این انگشت چقدر مهم است باز فریب نامزدش را میخورد. هرچند بخش کمی از گره داستان بالاخره اینجا برای ما روشن تر میشود اما این داستان به قدری کش دار میشود که با پایان آن قسمت نیز تمام میشود.

حالا ما یه انگشت داریم و کسی که خودش اسیر این غول چراغ جادو شده…

دیدگاهی بنویسید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Site Footer