قسمت هفت سریال قورباغه

یادداشتی برای قسمت هفت سریال قورباغه

‏توجه: این یادداشت باعث لو دادن بخش هایی از داستان میشود.

تصویری از باران با صدای نریشن رامین و جمله ای که قرار است تاثیرگذار باشد ولی واقعا نیست، سکانس ابتدای قسمت هفتم است.

از رفتار مالکانه رامین در خانه نوری و جرو بحث های نوری و سروش و آباد در میز صبحانه اگر بگذریم، رفتار رامین در نزدیک شدن به لیلا خواهر نوری و تلاش برای مخ زدن اون، بسیار نچسب است و به دل نمی نشیند. اما از آن نچسب تر غیرتی شدن سروش است. و از آن نچسب تر، نصیحت های آباد به سروش برای عاشق نشدن لیلا است.
درسته که قراره که یک مثلث عشقی را شاهد باشیم، اما در حقیقت هیچ درامی در این روابط اتفاق نمیفتد.
حس این درام حتی با سکانس دونفره لیلا و سروش در اتاق هم به ما منتقل نمیشود. که بیشتر از اینکه تقصیر بازیگران باشد، تقصیر قصه است.

در ماجرای پرت شدن آباد هم که بواسطه اصرار عجیب نوری برای تعمیر سقف به پشت بام رفته، سوالی پیش میاد که درحالیکه این همه خدم و حشم در آن خانه است چرا باید آباد به پشت بام برای تعمیر بره؟!
نوری از سروش شاکیست و بهش شک کرده قبول، اما چرا سر آباد حرصش را خالی کرد؟!
همچنین چرا رامین و لیلا همراهشون به بیمارستان میروند؟! چرا رامین با ماشین لیلا میره و برمیگرده؟!
اصلا چرا تو ماشین لیلا، رامین داهه رانندگی میکن؟!
اینها چراهایی هست که همچنان ادامه دارند.
مثلا در آنجا که رامین پیاده میشه پلیس از کجا سر میرسه؟! اگر تعقیبشون میکرد، چرا زودتر دستگیرش نکردند؟! اگه رامین از ماشین پیاده نمیشد چی؟ قرار نبود دستگیر بشه؟!
یا مثلا چرا خود افسر بازجویی دنبال متهمه؟! و …

همچنین در ادامه شاهد بازجویی مجدد رامین در اداره آگاهی هسنیم که با داستان ساختگی رامین، افسر بازجویی به سادگی بازداشت و رامین ازاد میشود. اینکه چرا یک سرهنگ آگاهی باید بخاطر حرف یک متهم که دلیلی برای اثباتش هم ندارد، افسر بازجویی خود را آنهم جلوی متهم بازداشت کند یک بخش قضیه است. اما مهم تر آنست که رامین معتقد است آنروز در بازجویی اتفاق خاصی نسفتاده و گفتند یک اشتباه بوده و بعد معذرت خواهی کرده و او را آزاد کردند و افسر بازجویی هم مدعی است که حافظه اش پاک شده و حتی یادش نمیاید که آیا آن روز اداره آمده یانه چه برسد به صحبت های بازجویی اش. اما نکته ای که مطرح هست این است که همانطور که در این قسمت مشاهده میشود تمام بازجویی ها ضبط میشوند و یک نفر هم در حین بازجویی در اتق کنترل است. این یعنی حتی اگه افسر بازجویی توانسته باشه فیلم ها رو پاک کند آن شخصی که در اتاق مانیتورینگ بازجویی بوده و باقی شاهدان عینی ماجرا رو چکار کرده؟

و در آخر هم میرسیم به سکانس آخر این قسمت که به شدت طولانی و حوصله سر بر بود. درسته بالاخره تلاش شد که بخشی از داستان در این سکانس راه بیفته اما دیالوگ ها و صدای یکنواخت رامین و نوری در مکالمه طولانیشون، به شدت یک مونوتن کسل کننده را ایجاد کرده بود. که به شدت نا امید کننده بود.

دیدگاهی بنویسید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Site Footer