مقدمه ای برای داستان تگرگ و شبنم

وقتی فصل یک داستان بی خوابی تموم شد، تصمیم گرفتم قبل از اینکه فصل دو رو بنویسم یه داستان کوتاه بنویسم تا ذهنم باز بشه. تو حین نوشتن داستان بودم ، دیدم یکی از شخصیتهام ذهنم رو درگیر کرد. انقدر که تصمیم گرفتم اونو از اون داستان جدا کنم و براش یه داستان بنویسم. پس اون داستان رو گذاشتم کنار و شروع کردم به نوشتن داستان جدید. اینطوری شد که نطفه تگرگ و شبنم تو ذهنم بسته شد. در واقع

ادامه مطلب

Site Footer

Sliding Sidebar

درباره من

درباره من

علیرضا داودی نیا هستم. قراره اینجا بنویسم. از زندگی از فناوری. از عاشقی و از جتمعه. از خودم و خودم ها. شاید بیشتر بیاموزم از زندگی و زندگی کردن.